شربتی که حضرت عباس(ع) به یک طلبه داد
*شربتی که حضرت عباس(ع) به یک طلبه داد
در مدرسه باقریه درب کوشک اصفهان بودم که با شیخ پیرمردى از اهل خوزستان آشنا شدم به او گفتم: از کراماتى که از آقا حضرت اباالفضل(ع) با چشم خود دیده است، برای من نقل کند.
گفت: من وقتى که جوان بودم هر چه درس مىخواندم توى مغزم نمىرفت تا اینکه یک روز خواندم که طلبهاى هر چه درس مىخواند نمىفهمید و درس نخوانده مىخواست عالم شود، متوسل به حضرت اباالفضل(ع) مىشود تا اینکه یک شب خواب مىبیند حضرت چوب در دست دارد و او را مىخواهد بزند، حضرت به او فرمود: باید بروى درس بخوانى، از خواب بیدار مىشود و دنبال درس را مىگیرد و از علما مىشود.
تا این داستان را دیدم دلم شکست و گریه زیادى کردم و بعد خوابم برد، در عالم خواب دیدم آقا حضرت اباالفضل(ع) مقدارى شربت به من عنایت فرمود، وقتى که از خواب بیدار شدم و رفتم سر کتاب دیدم همه را متوجه مىشوم، هنگامى که سر درس رفتم از استادم اشکال مىگرفتم.
یک روز از بس از استادم اشکال گرفتم از دستم خسته شد، بعد از درس در گوشم فرمود: آنچه که حضرت اباالفضل(ع) به تو داده به من هم عنایت کرده است، این قدر سر درس اشکال تراشى نکن!